دزدی مال و دزدی دین
دزدی مـال و دزدی دیـن
گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی
نیز پیوست آن بود.
آن شخص بسته را
به صاحبش برگرداند.
او را گفتند :
چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال
عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند.
و من دزد مال
او هستم، نه دزد دین.
اگر آن را پس
نمی دادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت ؛
آن وقت من، دزد
باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۱۳ ساعت 13:19 توسط دکتر ابـراهـــــــــیـم خـســــــروی
|
به وبلاگ « مشاوره فلسفی و تربیتی » خوش آمدید