مرز جالب سه کشور

 

عقلانیت در یک تصویر

الفبای فلسفه

      از ورود فلسفه به جهان اسلام در حدود دوازده قرن می گذرد و در حقیقت دوازده قرن است که مسلمین دارای نوعی حیات علمی هستند که از آن به حیات فلسفی می توانیم تعبیر کنیم . « فلسفه و حکمت ؛ معرفت و تفکر یک تفنن نیست بلکه هوای معنوی زندگی آدمی است . اما معمولاً ما وجود هوا را احساس نمی کنیم و ملتفت نیستیم که اگر نبود زندگی هم نبود . مع هذا ما فلسفه نمی خوانیم که با آن معنویت را در زندگی وارد کنیم . فلسفه در قیاس با علوم که کارساز زندگی مادی اند ، صرفاً مظهر شأن معنوی وجود ما نیست بلکه شرط نحوه خاص زندگی بشر بخصوص در دوران جدید است . » ( داوری اردکانی  ، 1390 ، 156 ) ؛ و در مـورد رابطـه دیـن و فلسفه نظـر بر این است که « در طی تاریخ هــزار سـاله فلسفه اسـلامی ، فیلسوفی اعتراض نکرد که این طرح اتحاد و جمع دین و فلسفه چیست و اگر کسانی اعتراض کردند اعترضشان به اصل فلسفه بود یعنی با فلسفه مخالف بودند و البته این مخالفان قدرت ونفوذ کلمه ای داشتند که می توانستند برای اهل فلسفه اسباب زحمت و درد سر فراهم کنند و فراهم می کردند . » ( داوری اردکانی  ، 1390 ، 187 )