از ماست که بر ماست
از ماست که بر ماست
مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت . مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید . روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد ، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود . بقال از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت : دیگر از تو کره نمى خرم ، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت : ما وزنه ای نداریم ؛ روزی یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم . یقین داشته باش که :
به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم ...به نقل از فوکارو
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۶ ساعت 10:15 توسط دکتر ابـراهـــــــــیـم خـســــــروی
|
به وبلاگ « مشاوره فلسفی و تربیتی » خوش آمدید