کیمیا
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمی کشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
چون حسن عافیت نه به رندی و زاهدیست
چون حسن عافیت نه به رندی و زاهدیست
آن به که کار خود به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش که در من یزید عشق
اهل نظر معامله با آشنا کنند
حالی درون پرده بسی فتنه می رود
حالی درون پرده بسی فتنه می رود
تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خیر نهان برای رضای خدا کنند
شاهان کم التفات به حال گدا کنند
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۷ ساعت 8:53 توسط دکتر ابـراهـــــــــیـم خـســــــروی
|
به وبلاگ « مشاوره فلسفی و تربیتی » خوش آمدید