« فلسفه و حکمت و معرفت و تفکر یک تفنن نیست بلکه هوای معنوی زندگی آدمی است . اما معمولاً ما وجود هوا را احساس نمی کنیم و ملتفت نیستیم که اگر نبود زندگی هم نبود . مع هذا ما فلسفه نمی خوانیم که با آن معنویت را در زندگی وارد کنیم . فلسفه در قیاس با علوم که کارساز زندگی مادی اند ، صرفاً مظهر شأن معنوی وجود ما نیست بلکه شرط نحوه خاص زندگی بشر بخصوص در دوران جدید است . » ( داوری اردکانی  ، 1390 ، 156 )